وقتی سیگنا به خانهی آخرین خویشاوندش، خالهای تلخزبان و بیرحم، فرستاده میشود، برای نخستین بار تصمیم میگیرد با مرگ روبهرو شود. در شبی که از فرط ناامیدی، گیاه سمی بلادونا را میبلعد، مرگ در برابرش مجسم میشود… چهرهای شکوهمند، خشمگین و اسرارآمیز. میان آن دو، گفتوگویی آغاز میشود که مرز میان زندگی و نابودی را درهم میشکند. اما پیش از آنکه پاسخی از مرگ بگیرد، خالهاش ناگهان او را لمس میکند… و میمیرد. از آن لحظه، سیگنا متهم است؛ دختری نفرینشده که مرگ را با خود میآورد. بیپناه و تنها، او راهی امارت باشکوه خاندان هاثورن میشود… خانوادهای ثروتمند که سالها پیش با مرگی مشکوک درگیر بودهاند. بانوی خانه درگذشته و دختر جوانش بیمار است، درست با همان نشانههایی که پیشتر مرگ را به درون خانه آورده بودند. سیگنا بهزودی درمییابد که اینجا نیز سایهی مرگ حضور دارد… اما اینبار نه به عنوان دشمن، بلکه بهشکل موجودی وسوسهانگیز، نجیب، و آشنا.
————————————————————
✨️ یک داستان فانتزی عاشقانه از عشق میان دختری انسان و مرگ! بلادونا با جلد سخت + لبه رنگی + کاور دار از نشر مجازی
نقلی بوک
قبل از خرید ، چند صفحه بخوان
چند صفحه اول از این کتاب را رایگان مطالعه کن





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.